تبليغاتX
شهروندی

شهروندی

در این پژوهش عوامل مؤثر بر فساد اینگونه می باشند.

افزایش سطح نیازها، عدم امکان ارضای نیاز و مقایسه با دیگران باعث افزایش احساس محرومیت نسبی می شود.افراد تلاش برای بهبود وضعیت خود را آغاز می کنند و در صورتیکه راهها مسدود و امکانات محدود باشند،شرایط عمل خلاف فراهم شده است. از اینجا به بعد سیستم های کنترل بیرونی و درونی تأثیر خود را نشان می دهند . اگر کنترلهای بیرونی(پلیس و قوه قضاییه)ضعیف عمل کنند و افراد خطر کنترل و مجازات را احساس نکنند ، احتمال عمل خلاف و فساد افزایش می یابد،در صورتیکه سیستم کنترل درونی(پایبندیهای مذهبی ، ملاحظات اجتماعی واحساس مسئولیت جمعی)کاهش یابد،موانع درونی کار خلاف و فساد نیز برداشته می شوند. افراد دلسرد می شوند و احساس مسئولیت خود را نسبت به محل کار خود از دست می دهند و آماده کار خلاف و فساد می شوند.بدین ترتیب میزان ناکامی یا دلسردی و آمادگی برای کار خلاف افزایش می یابد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم خرداد 1386ساعت 11:11  توسط محمد  | 

سرطان اجتماعی فساد،پرفسور فرامرز رفیع پور

پژوهش جدید دکتر رفیع پور که در سال جدید بصورت کتاب منتشر شده است در مورد فساد در جامعه و سازمان ادراری ایران می باشد.

در این پژوهش دکتر رفیع پور به تشریح فساد در نظام اداری و جامعه ایرانی می پردازد و همانند پژوهشهای گذشته با آوردن مثالهای بارز در سطح جامعه(در این پژوهش شهرام جزایری)موضوع و مسئله اجتماعی را برای خواننده به طور زیبا و جذابی تشریح می کند.

استاد رفیع پور با طی مراحل پژوهشی خاص خود از طرح مسئله تا نتیجه گیری به خوبی مسئله فساد را که شامل مواردی همچون رشوه، اختلاس، پارتی بازی،پورسانت،گرانفروشی و .. می باشد را بیان می کند.

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم خرداد 1386ساعت 22:11  توسط محمد  | 

یکی از نتایج مهمی که از این تحقیق حاصل شد و در تحقیقات انجام شده گذشته نیز ثابت شده بود این بود که زنان بیشتر از مردان از وظایف خود و مردان از حقوق خود بیشتر آگاهی دارند. این نتیجه ممکن است به این دلیل باشد که مردان بیشتر از زنان با سازمانهای مختلف ارتباط دارند و در واقع پیگیری بیشتر کارهای بیرون از منزل توسط مردان ممکن است باعث کاهش آگاهی زنان از حقوق خود باشد.در حالی که زنان از حقوق خود آگاهی کمتری دارند و این شاید نتایج مردسالاری باشد که در آن زنان کمترین حقوق اجتماعی،سیاسی و اقتصادی را داشتند و اکنون نیز هر چند با افزایش حقوق آنان، آگاهی کمتری در زمینه حقوق خود دارند.البته این ممکن است به دلیل عدم آموزش به زنان و دختران از سوی مراجع ذی ربط نیزباشد.

نتیجه ی دیگری که دراین تحقیق حاصل شد، این بود که ترکمن ها آگاهی کمتری از حقوق و وظایف شهروندی خود دارند.در واقع فرضیه «ارتباط معنی داری بین قومیت فرد و آگاهی از حقوق و وظایف شهروندی وجود دارد.»تأیید می شود.یعنی اقوامی که مشارکت کمتری در سطح جامعه دارند و کمتر نمود دارند، از حقوق و وظایف شهروندی خود نیز کمتر آگاهی پیدا می کنند.  

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم خرداد 1386ساعت 10:38  توسط محمد  | 

سلام دوستان:

ببخشید که چند وقتی بود مطلب جدیدی تو وبلاگ نگذاشتم.

دفاع پایان نامه داشتم و مشکلات بعد دفاع هم به دنبالش.

کلاْ از دنیای وبلاگ و اینترنت بیرون بودم.

از جلسه دفاع بگم. ساعت ۲ بعد الظهر روز ۱۱ بهمن، تالار شهيد رجايي دانشكده ادبيات دانشكده فردوسي بود. فكر كنم طولاني ترين جلسه دفاعي بود كه تا حالا برگذار شده بود. خودم نزديك به ۵۰ دقيقه صحبت كردم. بچه ها هر چه قدر اشاره مي كردند، مدير گروه(نماينده تحصيلات تكميلي)هر چقدر ساعتشو نشان مي داد كه وقت تمام شده(چه قانون مسخره اي كه به دانشجويي كه ۱ سال كار كرده فقط اجازه ۳۰ دقيقه صحبت بدهند. من هم جاتون خالي صحبت كردم) آخرش هم به خاطر همين فكر كنم ۵/. نمره اي ازم كم كردن. خلاصه جلسه دفاع شد و نمره ما هم شد ۵/۱۸ ناقابل.

انشاالله خلاصه اي از نتايج رو تو وبلاگ مي زنم. 

راستي موضوع من هم"بررسي ميزان آگاهي از شاخصهاي شهروندي در بين جوانان شهر بجنورد و عوامل مؤثر بر آن"بود.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم بهمن 1385ساعت 21:18  توسط محمد  | 

+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم دی 1385ساعت 17:28  توسط محمد  | 

بدون شرح
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم آذر 1385ساعت 12:55  توسط محمد  | 

خانم فتاحی از این که به وبلاگتون سر زدید ممنونم. اگر امکان داره سئوالتون رو واضح تر مطرح کنید تابهتر بتونیم به نتیجه برسیم . در چه زمینه ای از روش تحقیق در علوم اجتماعی سئوال دارید .و موضوع تحقيقتون چيه ؟ در زمینه طراحی گویه ها و سئوالهای پرسشنامه هم تا جایی که بتونم کمک می کنم . ولی بهتره که از مقالات، پژوهشها و پايان نامه هاي مرتبط با موضوع  كمك گرفته و از داخل آنها گويه هاي مناسب تحقيقتون را تهيه كنيد . در ضمن كتابي با عنوان راهنماي سنجش و تحقيقات اجتماعي نوشته دلبرت ميلر و ترجمه هوشنگ نايبي موجود است كه به شما مي تونه كمك كنه.

+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم آذر 1385ساعت 14:40  توسط محمد  | 

اولویتهای پژوهشی آموزش و پرورش استان خراسان شمالی معرفی شده است . دانشجویان ، محققان و پژوهشگران مي توانند به سايت آموزش و پرورش خراسان شمالي مراجعه كنند . نمونه پروپزال هم مي توانيد از سايت بگيريد .
+ نوشته شده در  شنبه یازدهم آذر 1385ساعت 19:43  توسط محمد  | 

از دوستان معذرت می خوام که نتوانستم به خاطر مشقله کاری پیش اومده بود وبلاگ رو به روز کنم  . انشاءالله از این به بعد بیشتر به وبلاگ می رسم . واقعا دلم برای دنیای وبلاگ و دوستان عزیزم تنگ شده . تو این مدت همش به فکر وبلاگ و دوستان بودم . 
+ نوشته شده در  شنبه چهارم آذر 1385ساعت 7:44  توسط محمد  | 

در سایت دکتر  علی اصغر سعیدی استادیار جامعه شناسی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران مقاله ای با عنوان  مراحل عمومي نگارش مقاله علمي و نقد كتاب دیدم که خیلی جالب مراحلی را که برای نگارش یک مقاله علمی و نقد یک کتاب باید رعایت بشه رو آورده که امیدوارم دوستان استفاده کنند.
+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم شهریور 1385ساعت 11:0  توسط محمد  | 

 

در پیمایش ملی ارزشهای جوانان ایران که در سال ۱۳۸۳انجام شد بخشی نیز به عنوان حقوق و مشارکت شهروندی جوانان مورد توجه قرار گرفت .

در این پیمایش ،  نمونه مراکز استانها شامل ۳۰ مرکز بودند .

 ۸سئوال برای مشخص کردن حقوق و مشارکت جوانان مد نظر قرار گرفته بود که عبارتند از :

۱-در جامعه ما برای واگذاری مسئولیت به جوانان اعتماد می شود

۲- در جامعه ما به مشارکت در فعالیتهای اجتماعی اهمیت داده می شود .

۳-وقنی که می بینیم بسیاری از مردم اعتنایی به قانون ندارند ، من هم به خود حق می دهم که مثل دیگران باشم .

۴-مسئولیت را فقط باید وقتی پذیرفت که پاداش مادی داشته باشد .

۵-درشرایط فعلی بهتر است که هیچ مسئولیتی را نپذیرم .

۶-درمجموع صلاح جوانان این است که از فعالیتهای سیاسی دوری کنند.

۷-مشارکت سیاسی جوانان در جریانات کشور تأثیر گذار است .

۸-به مسائل و مباحث سیاسی علاقه زیادی دارم .

جوابهای سئوالها به صورت طیف لیکرت ۵ گویه ایی کاملا مخالف ، مخالف ، بی نظر ، موافق و کاملا موافق مشخص شده بود .

با مقایسه میانگین جوابهای داده شده به این سئوالها در بین جوانان بجنورد و کل کشور مشخص می شود که جوانان بجنوردی نسبت به جوانان کل کشور حالت و نگرش محتاط تری داشته اند . به طور مثال در سئوال ۳جوابهای داده شده از سوی جوانان بجنوردی به این شکل بوده است .

کاملا مخالفم ۱۳.۳           مخالفم ۵۲.۵          بی نظر۱۰.۵           موافق۱۹.۸        کاملا موافقم ۴

در حالی که میانگین داده شده در سایر نقاط کشور به این صورت می باشد .

 کاملا مخالفم ۲۳           مخالفم ۴۲.۹           بی نظر۱۲.۶           موافق۱۴.۳       کاملا موافقم ۷.۱

همانطوریکه ملاحظه می شود جوانان بجنوردی نسبت به میانگین کشوری به گویه های کاملا مخالفم و کاملا موافقم کمتر جواب داده اند . بیشتر به مخالفم و موافقم جواب داده اند .

Ö نکته جالب این است که با مقایسه هر ۸سئوال بین جوانان بجنوردی و میانگین کشوری همواره همین روال برقرار بوده است .

+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم شهریور 1385ساعت 18:51  توسط محمد  | 

پروپوزال چيست؟

فرمتي است كه محقق از طريق آن اطلاعات مربوط به خود اطلاعات  ، مربوط به مساله تحقيق و روش انجام آن ،اعتبارات مورد نياز براي انجام تحقيق را به اطلاع مسئول ذيربط مي رساند.

در باره چه چيزي پروپوزال بنويسيم؟

حساسيت در برابر اتفاقات روزمره زندگي

تامل در آمار  مربوط به موضوعات فرهنگي و اجتماعي

توجه به شكايات و انتقادات

توجه به فراخوان پژوهش سازمانهاي مختلف

معرفي بخش اول پروپوزال

عنوان طرح پژوهشي (موضوع تحقيق + جامعه آماري + دوره زماني مورد بررسي)

پيشنهاد دهنده (بهتر است محقق زير نظر يك موسسه پژوهشي تحقيق كند تا به صورت انفرادي)

سوابق شغلي محقق (تجربه + فرصت انجام تحقيق)

تاليفات (كتاب و مقاله) و سوابق پژوهشي محقق(توانايي انجام تحقيق)

نشاني محقق(براي انجام تحقيقات در خارج از محل سكونت بسيار مهم است.)

اسامي همكاران و مشاوران طرح

بيان مساله تحقيق

براي تعريف و تجزيه يك مساله بهتر است  آن را در قالب يك يا دو پرسش آغازي با سه دسته افراد در ميان بگذاريم (اعضاي جامعه آماري ،  كارشناسان و افراد مرتبط با جامعه آماري ومحققين و مدرسين)

بيان مساله به معناي آشكارسازي پيامدهاي منفي موضوع مورد بررسي است. هرچقدر عمليات مزبور مستندتر و با جزئيات بيشتر باشد ارزش آن بيشتر خواهد بود. آمار و ارقام مندرج در بيان مساله نيز بايد مستند باشد.حجم مطالب اين قسمت بهتر است در حد يك تا 2 صفحه باشد.

سوالات تحقيق

سوالات تحقيق حول شش محور طراحي مي شوند.(1-چقدر2-چگونه3-چرا4-كي5-كجا6-چه كساني)

تجزيه مساله مي تواند به طراحي سوالات دقيق كمك بيشتري بنمايد.تركيب محورهاي شش گانه قبل مي تواند منجر به سوالات دقيق تري بشود.سوالاتي كه پاسخ آنها ارزش كاربردي بيشتري دارد بهتر است در ابتدا آورده شود.

اهداف تحقيق

اهداف تحقيق به مواردي اشاره دارد كه قرار است در پايان تحقيق توسط محقق حاصل شود.اهداف تحقيقات در علوم انساني غالبا از جنس حصول شناخت و زمينه سازي براي كاربست هستند. اهداف تحقيق در واقع ترجمان سوالات تحقيق هستندو به دو دسته اصلي و فرعي قابل تقسيم هستند.

اهميت و ضرورت تحقيق

اهميت تحقيق را مي توان از طريق تعداد افرادي كه با مساله تحقيق درگير هستند  و همچنين  به تعدد پيامدهاي منفي ناشي از مساله نشان داد.

ضرورت تحقيق يعني دلايل انجام تحقيق در زمان پيشنهادي (اگر انجام تحقيق مدتي به تعويق بيافتد چه مشكلاتي ايجاد خواهد شد).

پيشينه تحقيق

پيشينه تحقيق را مي توان به دو بخش موضوعي و روشي تقسيم نمود.دسترسي به پيشينه موضوعي كاملا مرتبط بسيار دشوار است.

در مطالعات اكتشافي مي توانيد از صاحبنظران در باره منابع مرتبط و حتي كليدواژه هاي مناسب پرس و جو كنيد.

براي پرهيز از اتلاف وقت در مطالعه پيشينه به دنبال پاسخ براي سوالات تحقيق خود باشيد.

معيار گزينش پيشينه ارتباط آن با سوالات تحقيق است.

پيشينه حتما بايد داراي جمع بندي و تحليل باشد و در پايان آن مزيت تحقيق فعلي بر آنها استدلال شود.

چارچوب نظري

در پروپوزالهاي تبييني (علي يا پيامدي) آوردن خلاصه چارچوب نظري مي تواند ضريب تصويب طرح را افزايش دهد.

براي دستيابي به چارچوب نظري مناسب بايد مساله تحقيق را انتزاع كرد.صورتهاي انتزاعي اكثر مسائل علوم اجتماعي در سطح خرد  احساس انديشه و عمل است. در سطح ميانه مي توان از كارآيي.  ارزشها و هنجارها. انسجام نام برد.

در تحقيقات توصيفي مي توان چارچوب مفهومي تحقيق را در اين قسمت ذكر كرد. چارچوب مفهومي به بيان تشابهات و تمايزات مفهوم مورد بررسي با مفاهيم مشابه مي پردازد.

فرضيات تحقيق

فرضيات تحقيق در حكم پاسخ به سوالات علي تحقيق هستند.فرضيات بايد مبتني بر چارچوب نظري يا پيشينه تحقيق باشند.

بهتر است بعد از هر فرضيه مكانيسم علي تاثيرگذاري متغير مستقل بر وابسته مشخص شود.

فرضيات جهت دار دقيق ترندو واحد تحليل در متغييرهاي مستقل و وابسته بهتر است يكي باشد.

روش تحقيق

طرح تحقيق مناسب براي پژوهش خود انتخاب نماييد( 1-طرح ازمايشي2-طرح شبه آزمايشي3-طرح پيمايشي 4-طرح تحليل محتوا)

نوع تحقيق را مشخص کنيد. توصيفي است يا تبييني؟ كاربردي است يا بنيادي؟ چه داده هايي قرار است در تحقيق شما گردآوري شود؟

روشهاي تجزيه و تحليل داده ها

روشهاي آماري بايد متناسب با سوالات و فرضيات تحقيق باشد.بهتر است دقيقا اشاره شود براي هر يك از سوالات و فرضيات تحقيق از چه روش آماري استفاده مي شود.

ابزار گردآوري داده ها

ذكر نوع ابزار اگرچه ضرورت دارد ولي كافي نيست.محقق بايد نحوه تهيه ابزار و مراحلي را كه براي تهيه آن طي خواهد شد ذكر نمايد.بايد به نحوه تامين روايي و پايايي ابزار گردآوري اشاره داشته باشد.ابزار گردآوري بايد متناسب با موضوع مورد مطالعه و طرح تحقيق باشد.

جامعه آماري و شيوه نمونه گيري

در بيان جامعه آماري بايد به واحدهاي تحليل اشاره نمود و نه واحدهاي مشاهده.در صورتي كه فهرستي از واحدهاي نمونه موجود باشد مي توان از شيوه هاي تصادفي استفاده نمود.براي نمونه گيري طبقه اي بايد ملاك قانع كننده اي براي طبقه بندي ارائه داد.حجم دقيق نمونه با اتكا به نتايج تحقيقات پيشين يا تحقيق مقدماتي قابل محاسبه است و ذكر فرمول نمونه گيري در اين قسمت اعتبار پروپوزال را افزايش مي دهد.

مراحل اجرا و زمانبندي تحقيق

مدت اجراي يك تحقيق نبايد بيش از يكسال باشد.

برخي مراحل تحقيق نيازي به رعايت تقدم و تاخر ندارد.به عنوان مثال تهيه پيشينه و چارچوب نظري و بخشي از مراحل نمونه گيري مي تواند تا حدودي به صورت همزمان صورت گيرد.

مي توان 30 درصد زمانبندي تحقيق را به مطالعات مقدماتي و پيشينه و چارچوب نظري اختصاص داد، 30 درصد زمانبندي تحقيق را به تعريف متغيرها و ابزار سازي نمونه گيري و گردآوري داده ها اختصاص داد.30 درصد باقيمانده را به تجزيه و تحليل آماري و گزارش نويسي مي توان تخصيص داد.

البته اين زمانبندي نسبي است و با توجه به موضوع و روش تحقيق مي تواند تغيير كند.

نمونه عملي

برآورد هزينه ها

هزينه پرسنلي شامل حق الزحمه مجري مشاور و همكاران مي شود.بايد اطلاعات لازم را در زمينه كف و سقف اعتبارات كارفرما كسب كرد.

بطور معمول براي تهيه انجام مطالعات اكتشافي = 100 ساعت ، پيشينه تحقيقات =200 ساعت ، چارچوب نظري = 300 ساعت ، تهيه ابزار و آزمون آن 200 ساعت ،نمونه گيري 100 ساعت ،گردآوري داده ها بر حسب نوع ابزار متفاوت است. ،تجزيه و تحليل آماري 100 ساعت ، تهيه و تنظيم گزارش نهايي 300 ساعت

براي همكار ليسانس به ازاي هر ساعت بين 500 تا 1000 تومان ، براي همكار فوق ليسانس به ازاي هر ساعت 1000 تا 2000 تومان ، براي همكار دكترا بستگي به عضويت مرتبه علمي دارد، براي مشاور طرح بين 10 تا 15 درصد پرسنلي درنظر گرفته شود، 200 هزار تومان در نظر گرفته شود، سفرهاي درون شهري و بين شهري و اقامت و تغذيه لحاظ شود، در صورت امكان هديه براي پاسخگو برآورد شود، تكثير پرسشنامه به ازاي هر نسخه 100 تومان در نظر گرفته شود، تكميل پرسشنامه از طريق مصاحبه 2000 تومان و خوداجرا  متغير است. مثلا هر مدرسه 5000 تومان

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم مرداد 1385ساعت 11:22  توسط محمد  | 

شاخصهاي شهروندي:

 

 شهروندي از دو شاخص اصلي تشکيل شده است:

۱-حقوق شهروندي:در سنت ليبرال ،شهروندي اساسا به مثابه مجموعه حقوق فردي تعريف مي شود.گفته ميشود که اين حقوق داراي چند کارکرد هستند.مهمترين کارکرد حقوق فردي اين است که برخورداري ازآنها استقلال فردي رابه همراه مي آورد.حقوق به افراد فضا مي دهند تا منافعشان را توسعه دهند و نيروهاي بالقوه شان را بدون دخالت افراد ديگر يا به طور کلي جامعه ،تحقق مي بخشند.

تفسير مارشال از توسعه تاريخي شهروندي نيزبرگسترش حقوق شهروندي به عنوان يکي از وجوه پيشرفت جامعه مدرن تاکيد داشت.او گسترش اين حقوق را دستاورد شهروندي جهانشمول و عام و حقوق برابر براي همه شهروندان ،صرف نظرازطبقه اجتماعي-اقتصادي مي دانست.او مخصوصا به توسعه همزمان حقوق شهروندي به عنوان يک نظام برابري ،با توسعه سرمايه داري به عنوان يک نظام نا برابري علاقه مند شده بود.

حقوق شهروندي خود داراي چند بعد مي باشند و هر يک از اين ابعاد نيزداراي مولفه هايي مي باشند.همانطوريکه گذشت مارشال سه نوع حقوق شهروندي را بيان مي کند ،حقوق مدني،سياسي واجتماعي .او مولفه هاي حقوق مدني را حق برخورداري ازآزادي بيان ،عقيده ،مذهب ،حق مالکيت شخصي ،حق انعقاد قراردادهاي معتبروحق برخورداري ازعدالت مي دانست .حقوق سياسي  مولفه هاي حق مشارکت سياسي ،حق برخورداري ازراي و عضويت درگروهها و احزاب سياسي را شامل مي شد. حقوق اجتماعي نيز عبارتند ازحق برخورداري ازرفاه و تامين اجتماعي ،آموزش ،امنيت ،تامين اشتغال و خدمات بهداشتي مي باشند.

۲- تکاليف شهروندي : مفهوم شهروندي حاوي يک تضاد است ،بدان معنا که اين مفهوم علاوه بر حقوق ،دربردارنده وظايف وتعهدات نيزاست.جذابيت شهروندي صرفا به خاطر منافعي نيست که به فرد مي رساند .شهروندي همواره يک ايده دوجانبه و بنابراين يک اجتماعي است.اين ايده نمي تواند صرفا مجموعه حقوقي باشد که فرد را از تعهد به ديگران رها کند.حقوق هميشه به چارچوبي براي پذيرششان و مکانيسم هاي براي تحققشان نياز دارند.چنين چارچوبي ،که شامل دادگاه ها ،مدارس ،بيمارستان ها و پارلمان ها مي شود،بدان نياز دارد که همه شهروندان وظيفه خود را درحفظ آن ايفا کنند.اين بدان معني ست که شهروندي علاوه بر حقوق بروظايف و تعهدات نيز دلالت دارد.

رويکرد ليبرالي به مقوله تعهد که معمولا فقط اطاعت ازقانون را ازما طلب مي کند چنان محدود است که تنها نيم نگاهي به تعهد دارد.تعهدات ما ملزم مي کنند که در قبال نهادهاي سياسي مان باقي بمانيم و به کساني که از نظام بيگانه شده اند کمک کنيم که احساس تعهد به آن را در خود پرورش دهند.در اين جا مفيد است که ميان انوع مختلف مسئوليت ها تمايز قايل شويم.مي توان وظايف را آن دسته از مسئوليت ها يي تلقي نمود که به وسيله قانون مقرر مي شوند وبراي عدم احترام فرد به آنها مجازاتهايي تعيين مي گردد.بر عکس،تعهدات رابايد داوطلبانه و تجلي همبستگي و پيوند ذهني فرد با ديگران دانست.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم مرداد 1385ساعت 10:48  توسط محمد  | 

از امروز مي خواهم وبلاگم را گسترش بدهم . من مي خواهم علاوه بر موضوع پايان نامه ام که محور وبلاگ است به موضوعات و مسائل ديگري نيز توجه کنم ، موضوعاتي همچون جامعه شناسي ، پژوهشگري ، اطلاعاتي در مورد خراسان شمالی و موضوعات ديگري که به اميد خدا و به مرور به وبلاگ اضافه مي کنم . پس از شما دوستان خوب تقاضا دارم که پيشنهادات ، نظرات ، مطالب و انتقادات خود را براي من بفرستيد تا موجب گسترش وبلاگ شود.

+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم مرداد 1385ساعت 20:0  توسط محمد  | 

جوانان ، شهروندي و ادغام اجتماعي ؛ محمد سعيد ذکائي.(قسمت دوم)

در توصيف مفهوم شهروند ايراني ، جوانان نمونه به اين موارد اشاره کردند :مجموعه اي بدون محاسبه شدن جوانان در آن ، تعميم آن به همه ايرانيان ، احساس تعلق به جامعه ، داشتن تربيت ايراني ، مسئوليت شناسي ، آراستگي به فضائل اخلاقي ، وابستگي عاطفي و مالي به جامعه ، آشنايي با تمدن و فرهنگ ايراني ، الزام به رعايت قوانين و محدوديت ها ، رابطه متقابل اعضاي جامعه ، ارتباط ميان وظائف و خواسته ها ، همنوايي اجتماعي ، ايفاي دو طرفه وظائف قانوني از سوي مردم و جامعه، تلاش و کار برای مصالح کشور ، محروميت از حقوق و وظائف ، وارداتي بودن مفهوم ومصرف آن براي بهره برداري تبليغاتي .

از ميان اين پاسخها آنچه بيشتر نمايان است نوعي تلقي عمودي از رابطه و موقعيت شهروندي است که بر اساس آن شهروندان بيش از آنکه در ساختن جامعه وتأثير گذاري بر آن خود را سهيم بدانند ، خود را تابع وپذيراي منفعل تحولات آن مي بينند وکم تر به نقش فعالانه ، رابطه اي ومشارکتي خود به عنوان « عاملين اجتماعي» باور دارند . از لحاظ آشنايي جوانان با حقوق و وظائف ، بيش از آنکه با حقوق اجتماعي وفرهنگي خود به عنوان شهروند آشنا باشند عموماً به وظائفي اشاره داشتند که با نقش شهروندي آنان همبسته است .

حفظ سنت ، درس خواندن وافزايش آگاهي ، احترام به خانواده ، احترام به مقررات و قانونمندي ، تلاش براي اصلاح جامعه ، عمل به قوانين ، مسئوليت شناسي ، مفيد بودن خدمت به جامعه ، مشارکت در جامعه وانتخاب ، ايجاد تغيير ، داشتن خواسته هاي معقول ، غير خواهي ، ملاحظات اجتماعي ، ماندن در ايران ، تلاش براي آبادي جامعه وهمسويي با اهداف ملي از اهم مضامين و معرف هايي بوده است که پاسخگويان به عنوان وظائف شهروندي به آن اشاره کرده اند . از سوي ديگر ، توقعات وانتظاراتي که جوانان به عنولن شهروند مطالبه کرده اند ، عموماً در سطح نيازهاي اوليه است که با امنيت اقتصادي ، اجتماعي و يا کسب امتيازهاي منزلتي براي آنان مرتبط بوده است .

علي رغم آنکه بيشتر جوانان نمونه به مشارکت اجتماعي و سياسي علاقه مند و نسبت به انجام فعاليتهاي داوطلبانه نيز اظهار تمايل کرده اند ، نيمي از آنها معتقد بودند که سهم آنها در تغيير محيط پيرامون خود به عنوان يک شهروند ناچيز است و فقط حدود 10 درصد سهم خود را در اين زمينه زياد مي ديدند . بسياري از جوانان اساساً از فرصت هاي انتخابي چنداني برخوردار نيستند ، نداشتن انتخاب در بازآفريني اجتماعي مدل رفتاري و اجتماعي اي که جوانان بدان علاقه مند هستند ، احساس درماندگي و حاشيه نشيني آنها را تقويت خواهد کرد . براي آن گروه از جواناني که به رسالت اجتماعي خود بيشتر متعهد مانده اند ، ساختن خود هدفي است که در اولويت قرار دارد .

جوانان نمونه به ندرت هويت جمعي خود را با مقولات انتزاعي ، فراگير و غير فردي چون سرزمين ، دين ، قوميت ، فرهنگ و مقولات مشابه تعريف کرده اند و اساساًبه تعلق به گروهاي محدود ، غير انتزاعي و عيني تري چون خانواده ، گروه دوستان و افراد نزديک و آشنا ابراز تمايل کرده اند . جوانان نمونه در معرفي خود عموماً به ويژگي هاي فردي ، شخصيتي ، تحصيلي و حرفه اي اشاره کرده اند.

آن گروه از پاسخگويان که سرمايه فرهنگي ( با معرف هايي چون تحصيلات بالاي خانوادگي ، تفاهم بيشتر خانوادگي ، اعتماد به نفس ، پشتکار و انگيزه پيشرفت ) و سرمايه اجتماعي ( شبکه گسترده تر روابط اجتماعي و هنجارهاي حمايت متقابل) بيشتري در اختيار داشتند ، در مقايسه با گروهي که کم تر از آن برخوردار بودند ، ميل به مشارکت سياسي بيشتري داشتند.

+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم مرداد 1385ساعت 11:27  توسط محمد  | 

 

جوانان ، شهروندي و ادغام اجتماعي ؛ محمد سعيد ذکائی(قسمت اول).

محقق در اين تحقيق به دنبال سنجش نگرش به ادغام اجتماعي و شهروندي مي باشد . روش شناسي اين پژوهش به کمک الگوههاي مشاهده شده در گرايش هاي ذهني و عملي مي باشد که پاسخگويان نسبت به ابعاد مختلف "ادغام اجتماعي " شامل ابعاد رفتاري ، گرايشي يا احساسي شهروندي ابراز کرده اند. بر اين اساس ، مفهوم سازي تجربي ادغام اجتماعي در تحقيق حاضر ، نه تنها با رفتارهاي صريح سروکار دارد، بلکه مي توان آنرا در طرز تفکر ، ارزيابي ، قضاوت و تصميماتي که افراد با آن درگير هستند ، نيز جستجو کرد . چنين رويکردي بر مبناي اين چارچوب مفهومي قرار دارد که شهروندي علاوه بر ابعاد حقوقي و توزيعي مترتب بر آن ( اينکه سهم جوانان از شهروندي چه اندازه است) ، جنبه ارتباطي نيز دارد. به بيان ديگر ، شهروندي به روابط و تصورهايي مربوط مي شود که شهروندان از يکديگر ( در سطح افقي) و از نهادهاي رسمي قدرت دارند . همچنين وجه حسي و گرايشي شهروندي ، بعد ديگر اين مفهوم را تشکيل مي دهد که سنجش و مفهوم سازي آن دشوار تر جلوه مي کنند .

 در چارچوب اين استراتژي روش شناختي ، از رويکرد " نظريه ميداني " استفاده شده است .شهر تهران به عنوان جامعه آماري انتخاب شده و نمونه هاي تحقيق به صورت انفرادي و گروهي از جوانان در محدوده سني 15 تا 26 سال انتخاب شده اند که در مجموع 56 مصاحبه با 108 پاسخگو صورت گرفت که 36 مصاحبه انفرادي و 4 مصاحبه گروهي با جوانان همسال که آشنايي و دوستي زيادي با هم داشتند ، 16 مصاحبه گروهي با جواناني که علي رغم اشتراک در سلائق و زمينه هاي درسي ، شناخت قبلي از يکديگر نداشتند . در نمونه گيري نظري تحقيق نيز از سبک زندگي و طبقه بندي عملياتي بدست آمده از آن استفاده شده است .

هدف از اين پژوهش روشن ساختن اين نکته است که جوانان چه تصوري از شهروندي و نقش هاي ملازم با آن دارند ، شهروند ايده ال را چگونه تعريف مي کنند و چه حقوق و وظايفي براي آن متصور هستند و تا چه اندازه خود را به عنوان " بازيگران اجتماعي و سياسي در جامعه " سهيم مي دانند .

بخشي از سئوالات تحقيق ، پيرامون مسئوليتها و انتظارهاي جوانان به عنوان " شهروندان " و نيز زمينه هايي است که موجب ارتباط و يا عدم ارتباط آنها با جامعه بزرگ تر مي گردد . طيف هاي مختلف جوانان نمونه ، مفهوم سازي متفاوتي از شهروندي و معرف هاي آن عرضه کردند . بعلاوه هر کدام از آنان عوامل مختلفي را مانع پذيرش احساس ، ارتباط و عمل شهروندي خويش مي دانستند . آگاهي و ميزان تحصيلات جوانان نيز از جمله متغييرهاي زمينه اي بود که با درک آنها از مفهوم شهروندي و وظايف  و انتظارهاي همبسته با آن رابطه معني داري نشان مي داد . همچنين متغيير تحصيل با علاقه و يا تمايل به مشارکت فعالانه دورکيم درعرصه هاي اجتماعي رابطه نشان داد .تصوير سازي از حقوق و  وظايف  شهروندي همچنين با جنسيت ارتباط داشت . براي مردان جوان وجه حقوقي شهروندي و براي دختران بعد ارتباطي و همبستگي شهروندي و تعهداتي که به عنوان يک  " عضو اجتماعي نسبت به جامعه " دارند ، از اهميت بيشتري برخوردار بود .

ادامه دارد.......

+ نوشته شده در  جمعه ششم مرداد 1385ساعت 20:0  توسط محمد  | 

شهروند ، نه رعيت :

مبارزه در راه کسب حقوق انساني در درجه نخست مبارزه در راه دموکراسي سياسي است . عضو جامعه تنها در نظام دموکراتيک حکم شهروند را دارد . در نظام هاي غير دموکراتيک عضو جامعه رعيت است نه شهروند . مبارزه در جهت به دست آوردن حقوق بايسته بشري ، مبارزه در جهت دموکراتيک کردن نظام سياسي جامعه و تبديل رعيت به شهروند است . بدون اين مبارزه و به ثمر رسيدن آن هيچ تضميني وجود ندارد که کمينه اي از حقوق انساني رعايت شود . اين مبارزه ، مبارزه سياسي صرف نيست . تا زماني که فرديت مدرن جايگاه فرهنگي والايي نيابد و جماعت گرايي کهن را کنار نزند ، زمينه کافي براي نگريستن به حقوق پايه اي انساني به عنوان حقوقي طبيعي ، حقوقي که پايمال کردن آنها نابهنجاري و بيماري است ، فراهم نمي شود . جنبه اي از ناپيگيري مبارزان فرهنگي کوشنده در راه کسب حقوق انساني و به ويژه حق آزادي بيان در کشورهاي چون ايران در اين بوده است که آن مبارزان اي بسا جانشيني تماميت خواه براي جماعت گرايي کهن يافته اند يا به ديد کهنه قبايي نو پوشانده اند و در مجموع به فرديت مدرن به ديده ترديد و گاه بيزاري نگريسته اند . و اين در حالي است که شيوه هاي مدرن آفرينش فرهنگي ( در قالب رمان ، شعر نو ، جستار و مقاله ، نمايش ، نقاشي مدرن ، موسيقي مدرن و ....) همزاد يا آفريده فرديت مدرن اند . بدون دفاع از فرديت و حريم شخصيت انساني دفاع پيگير و همه جانبه از حقوق بشر ميسر نيست . اين که هر فرد از فرديت خود چه مي سازد ، مسئله خود اوست . هيچ انتقادي به پندار و کردار او نبايد تا جايي پيش رود که به حريم شخصيت او تجاوز کند و حق فرد را در برخورداري از آزادي ، حتي آزادي براي خطا انديشي اي مسلم ، محدود سازد.

خواست برقراري حقوق بشر در همه جا يکسان نيست . در کانون اين ايده کلي همواره بايد درخواستهاي مشخصي بنشينند و در اين درخواستها ست که آميختگي ايده با حقوق شهروندي جلوه بارزي مي يابد . به باور من در بسياري از کشورها خواسته هاي مقدم گرد دو مسئله کانوني طرح شدني است : مسئله زندان و مسئله زن . گرد خواسته هاي منع شکنجه و منع بازداشت به دليل دگر انديشي و مجموعه آنچه بايستي برخورداري زن از ارج اجتماعي مساوي با مرد را متحقق مي کند مي توان جبهه مبارزه براي دستيابي به حقوق بشر را تشکيل داد.

توجه به گره خوردگي حقوق بشر و حقوق شهروندي راه مشخصي را در برابر مبارزه حق طلب مي گشايد . اين راه مسير گذار از موقعيت اسير تبار رعيت به شأن انساني شهروند است . خالد محمد خالد ، انديشمند مصري  در سال 1960 کتابي در راستاي چنين فکري نوشته و عنوان آن را اين شعار قرار داده بود :« مواطنون لا رعايا » ، يعني رعيت نمانيم و نباشيم و شأن شهروند را بيابيم . اين شعار همچنان روز آمد است و مبارزه اي که راهنماي آن خواست تبديل از رعيت به شهروند باشد ، تنها راهي است که دستيابي جامعه هايي چون جامعه ما را به حقوق بايسته انساني ممکن مي کند .

برگرفته از کتاب خشونت ، حقوق بشر ، جامعه مدنی نوشته محمد رضا نيکفر

+ نوشته شده در  شنبه سی و یکم تیر 1385ساعت 7:54  توسط محمد  | 

هابرماس و شهروندی:

به نظر هابرماس شهروندي را صرفاً مي توان در چارچوب دستاوردهاي تاريخي که ناشي از پديد آمدن نظام سرمايه داري مدرن است درک کرد . به نظر وي شهروندي ناشي  از تمايز ميان حوزه اقتصادي و حوزه سياسي در سرمايه داري است . اين تمايز ، حوزه نوپديدي را براي تحقق آزاديهاي فردي وظايف حقوق سياسي شکل داده است که در نزد هابرماس حوزه عمومي ناميده مي شود . اين حوزه حائل ميان دولت وحوزه خصوصي زندگي افراد است ودر آن تصميم گيريهاي جمعي از طريق مشارکت فعالانه شهروندان در شرايطي آزاد وبرابر صورت مي گيرد.

حوزه عمومي نيازمند انجمن هاي داوطلبانه و مستقل شهروندان و دستگاهي نهادينه است که اجازه انتشار بدون محدوديت اطلاعات و انديشه ها را بدهد . بنابراين ، انواع گوناگون سازمانها – از انجمن هاي اولياء ومربيان و باشگاه هاي محلي گرفته تا اتحاديه هاي کارگري ، سازمان هاي حقوق بشر ، سازمان هاي محيط زيست و غيره – جزء جدايي ناپذير آگاهي درباره مسائل اساسي روز به شهروندان و فراهم ساختن وسايل بيان و انواع گوناگون ديدگاه ها و نگرش ها درباره مسائل و موضوعات بحث و اختلاف همين گونه اند.

هابرماس بیان می کند که شهروندي فعال و و اقعي ، با مشارکت همه اعضاي جامعه در نهاد هاي حکومتي ، امکان پذير مي شود . طبق اصول دموکراسي ، تعداد زيادي از افراد يک جامعه نمي توانند زندگي و کار کنند ، اما از فرصت اتخاذ تصميمات در مورد آينده خود و جامعه شان برخوردار نباشند .  عضويت در يک جامعه سياسي افزون بر حقوق ، دربردارنده مسئوليتها و وظايف نيز هست . بدينسان حقوق نيازمند تعهدات متقابل است ، اساساً به دليل اينکه شهروندي دربردانده مسئوليتها وظايف ومشارکت است.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم تیر 1385ساعت 21:12  توسط محمد  | 

مدرس علوم انساني، پاييز 1383; 8(3 (پياپي34)):1-15

 مروري بر تفاوت تابعيت، شهروندي و ديگر واژگان مشابه در حقوق ايران، بريتانيا، آمريكا و فرانسه

 سروي مقدم، مصطفي

 

 در تنظيم معاهدات و كنوانسيونهاي دو يا چند جانبه كه به نحوي با اصطلاحات تبعه، شهروند، رعيت، سكنه و غيره ارتباط پيدا مي‌كنند، شناخت كامل مصاديق اين اصطلاحات حائز كمال اهميت است، زيرا در حقوق بعضي از كشورها، اصطلاحات گوناگوني با مفهوم شبيه "تابعيت" كاربرد دارد كه فرق آنها از نظر شمول و كميت مصاديق بسيار زياد است.
هدف اصلي اين مقاله مطالعه واژگان مشابه "تبعه و تابعيت" در سيستمهاي حقوقي ايران، بريتانيا، آمريكا و فرانسه و در حد امكان، نشان‌دادن مشابهتها و تفاوتهاي موجود بين آنها است.

خلاصه نتايج حاصل از اين بررسي اين است كه در حقوق ايران، اصطلاحاتي مشابه "تبعه و تابعيت" كاربرد دارند كه صرفاً با همان مفهوم تابعيت، كليه اتباع ايران را به طور مساوي شامل مي‌شوند، در حالي كه در حقوق بريتانيا طبق قانون تابعيت 1981، اتباع و شهروندان در داخل و خارج آن كشور به سه طبقه تقسيم‌بندي شده‌اند. در حقوق ايالات متحده اتباع و شهروندان به دو طبقه "شهروندان ايالات متحده" و "اتباع ايالات متحده" طبقه‌بندي شده‌اند كه مشمولين طبقه اخير نسبت به طبقه اول از حيث كميت و نيز حقوق اجتماعي به هيچ وجه قابل مقايسه نيستند و بالاخره، در حقوق فرانسه چهار اصطلاح مشابه ولي با مصاديق و حقوق اجتماعي متفاوت وجود دارد.

 

كليد واژه: تبعه، شهروند، رعيت، معاهدات و كنوانسيونهاي دو و چند جانبه.

منبع:پایگاه اطلاعات علمی

+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم تیر 1385ساعت 19:1  توسط محمد  | 

خلاصه مقاله :

Turner , Bryan S , (1990)T “Outline of Theory of Citizenship ”Sociology 24 (2)(May): 189-217

ترنر ابتدا برچارچوب مفهومي شهروندي مارشال انتقاد مي گيرد و سپس تصور کلي خودش را هم در پاسخ به انتقادهاي عمومي از چارچوب مارشال و هم در شناخت تغييرات از يک جنبه ملي به جهاني ابراز مي کند.

مارشال بحث مي کند که سه نوع اساسي شهروندي –مدني ، سياسي و احتماعي وجود دارد . او سپس بيان مي کند که بريتانيا در قرن۱۸ به توسعه حقوق مدني افراد توجه کرده ، در قرن ۱۹به توسعه حقوق سياسي براي افزايش دسترسي کارگران به فرايند پارلماني ، و سرانجام در قرن ۲۰به توسعه حقوق اجتماعي که اساس مطالبات براي رفاه و حقوق مي باشد توجه کرده است . مارشال همچنين استدلال مي کند که تناقضي بين برابري سياسي صوري و برابري اقتصادي – اجتماعي وجود دارد ، که در جامعه سرمايه داري و هستي مالکيت خصوصي ريشه دارد .

ترنر انتقادهاي فراوان از مفهوم شهروندي مارشال را خلاصه مي کند ، اما سرانجام انتقادهاي قوي خود را براي تحليلش بيان مي کند  که مارشال در مفهوم شهروندي در بين تجربه بريتانيا توجه کرده است . تصور مارشال از سرمايه داري برطبق مناسبات را به سختي در تصورامروزه ازسرمايه داري جهاني يا " سرمايه داري نابسامان "مي توان توضيح داد، چونکه دولت کمتر کنترل مي کند . يک تحليل بسيار دقيق ازتوسعه شهروندي بر طبق انواع مختلف ملتها مي تواند به شناخت شکلهاي مختلفي از شهروندي موجود سوق داده شود .

ترنر تحليلش را با نظريه اي براي جهاني شدن و تغيير مفاهيم شهروندي به پايان مي برد . او استقلال  هر چه بيشتر ناحيه اي و محلي گرايي و هم حرکت به سوي تصور جهاني از مسئوليت سياسي را ذکر مي کند . ما بايد يک چارچوب مفهومي جديد صحيح را توسعه دهيم که برايده هاي جديد از شهروندي در کل جهان دلالت داشته باشد . مفهوم شهروندي مي تواند دوباره مورد بررسي قرار گيرد مانند آنچه که در کشورهاي پيچيده قوميتي و در کشورهاي توسعه يافته ظاهر شده است .

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم تیر 1385ساعت 10:16  توسط محمد  | 

تحليلي جامعه شناختي از وضعيت شهروندي در استان لرستان؛ مليحه شياني:

در اين پژوهش محقق شهروندي را داراي دو اصل مهم مي‌داند، يكي موقعيتي كه افراد بر حسب حقوق و مسئوليت‌هايشان كسب مي‌كنند و ديگري شرايطي كه جامعه‌ براي كسب يا اعطاي اين موقعيت پديد مي‌آورد.شهروندي پيوندهاي ميان افراد و جامعه را در قالب حقوق، تعهدات و مسئوليت‌ها منعكس مي‌سازد و چارچوبي براي تعامل افراد، گروه‌ها و نهادها ارائه مي‌كند.پژوهش براساس مدل تركيبي ساخت يافته است و نشان مي‌دهد شهروندي مي‌تواند از رويكردهاي فرد گرايانه و جمع‌گرايانه مورد بررسي قرار گيرد.نگرش‌هاي ليبرال بر حقوق فردي تمركز يافته و تفسيرهاي جمهوري خواهان بر تعهدات و وظايف تأكيد دارند و نظرية تركيبي، وابستگي متقابل ميان حقوق و وظايف را در نظر مي‌گيرد.

محقق در اين تحقيق ۵ فرضيه را  بررسي می كند:

 ۱ـ ميزان آگاهي از شهروندي تابع ويژگي‌هاي افراد در جامعه است.

 ۲ـ ميزان آگاهي از شهروندي تابع حضور افراد در عرصه‌هاي عمومي جامعه است.

 ۳ـ ميزان آگاهي از شهروندي تابع نگرش‌هاي افراد در جامعه است.

 ۴ـ ميزان آگاهي از شهروندي تابع منابع و امكانات جامعه است.

 ۵ـ ميزان آگاهي از شهروندي تابع فرصت‌ها و بسترهاي اجتماعي در جامعه است.

در ادامه محقق ميزان آگاهي از حقوق شهروندي را۵۹ درصد در حد متوسط و ميزان آگاهي از وظايف شهروندي را۶۴درصد برآورد كرده است.براساس يافته‌هاي تحقيق، جنس، سن، همبستگي ميان اقوام و اعضاي جامعه، وجود منابع و دسترسي به امكانات، افزايش سطح تحصيلات و پيشگيري اخبار و مسائل مربوط به كشور در آگاهي از حقوق و وظايف شهروندي موثر مي‌باشند. در ميان نگرشها نيز، نگرش مثبت به مشاركت در امور مختلف جامعه‌داراي رابطه مستقيم و معنادار با متغير وابسته مي‌باشد.همچنين افرادي كه در ابعاد مختلف به هنجارهاي عام اعتقاد داشته، از ميزان آگاهي بيشتري نسبت به حقوق و وظايف شهروندي برخوردار بوده‌اند. در بعد كلان نيز منابع و امكانات شهري و فرصت‌ها و بسترهاي اجتماعي بر متغير وابسته موثر بوده‌اند.محقق در ادامه به اين نتيجه مي‌رسد كه از يك سو شهروندي تابع آگاهي و شناخت در امور مختلف، تجارب ومهارت‌ها، وضعيت رفاهي، خصيصه‌هاي فردي و حضور در عرصه‌هاي عمومي و از سوي ديگر نيازمند منابع و فرصت‌ها و بسترهاي اجتماعي مناسب است.از اين رو براساس تحقيق، عناصر مهم شهروندي، تامين نيازها و خواسته‌ها، آگاهي و آموزش، فعاليت‌هاي داوطلبانه و مشاركت اجتماعي و سياسي است.

 

شياني،مليحه،(۱۳۸۱)«تحليلي جامعه شناختي از وضعيت شهروندي در لرستان» ، مجله انجمن جامعه شناسي ايران، شماره۳، ۶۰-۸۰

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم تیر 1385ساعت 15:16  توسط محمد  | 

 

 

 
              

                   
          نويسنده: مهدی براتعلی پور
 

 

 رسته: علوم اجتماعی > جامعه شناسی

 
      ناشر: موسسه مطالعات ملی
 
               قيمت ريالی: 30000